عطا ملك جوينى

700

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

سال ديگر مشاورت نمودند . چون زمستان بود و علوفه متعذّر و علف نه ميسّر و چهارپاى لاغر بيشتر از امرا به مراجعت مايل بودند . از اقربا بوقا تيمور و از اركان امير سيف الدّين كه ركن اقوى بود و از امرا كيد بوقا و طاير بر محاصره سخن محصور كردند و چون آن سخن‌گوئى از دل پادشاه گفتند پادشاه نيز بر آن رأى مقصور فرمود و به استعداد محاصره و ترتيب محاربت به تمامت لشكرها اشارت فرمود . و ركن الدّين چون آن ديد به ايلى درآمد و از بلندى به شيب . و اگرنه آن بودى ولايات مملكت به كلّى در سر نقل تغار و مأكول و مشروب رفتى . و چون ذكر حال ركن الدّين در فتح‌نامه‌اى كه به ذيل اين ذكرست مثبت شده تكرار آن تثنيه خواهد بود ؛ در آن باب هم بدين قدر اختصار مىافتد . نسخهء فتح نامهء الموت الحمد للّه الّذي صدق وعده و نصر عبده و اعزّ جنده و هزم الأحزاب وحده و الصّلاة و السّلام على النّبىّ الّذى لا نبىّ بعده « 1 » . از آنگاه باز كه سابقهء حكم محكم « كن فيكون « 2 » » مفاتيح ممالك ربع مسكون نوبت به نوبت در كف قدرت سلاطين روزگار و خواقين كامگار نهادست و در هر دور بر مقتضاى حكم و ارادت سرورى از عالم غيب به ظهور مىآورده و در مشارق و مغارب فتوحى كه نفحات آن مشامّ خلايق را معطّر گردانيدست - چنانك ذكر آن در بطون صفحات مسطورست و بر ظهور منابر مذكور - طراز كسوت احوال هريك مىگردانيده تا اكنون كه بسيط روى زمين به عدل شامل و عقل كامل خان خانان ، مادّهء نعمت امن‌وامان ، فرمانده زمين و زمان ، برداشتهء صنع قدرت رحمان منكو قاآن متحلّى شدست و انوار عاطفت و رأفت از افق نصفت و معدلت متجلّى گشته چنين فتحى مبين كه عنوان إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً « 3 » است و بارى - جلّ جلاله و عمّ نواله - به واسطهء حركت و عزيمت پادشاه خجسته فر و شاه دادگستر : آنك دين تيغ او قوى دارد * فرّ و آيين خسروى دارد هولاكو كه براق همّت عاليش فرق ثريّا بسايد و برق عزيمت مصمّمش روى ثرى

--> ( 1 ) - سپاس خدايى را كه وعده‌اش صادق بود و بنده‌اش را نصرت داد و سپاهش را عزيز كرد و احزاب را به تنهايى شكست داد و سلام و درود بر پيامبرى كه بعد از او پيامبرى نيست . ( 2 ) - كن فيكون : باش پس مىشود ( سورهء يس / 82 و سورهء غافر / 68 ) . ( 3 ) - انّا . . . بىگمان ما تو را فتح مىدهيم ، فتحى آشكار . ( سورهء فتح 48 / 1 )